اشاعه فرهنگ صحيح مهدوي در جامعه یکی از واجبات مهم برای زمینه سازی هر چه بیشتر شرایط ظهور حضرت است و در اين رهگذر از تمامي ابزارها باید استفاده بهینه شود. در این میان نقش و کارکرد زبان هنر و جنبه های مختلف آن بسیار حایز اهمیت است و غرب از این جایگاه بخوبی در جهت ترویج افکار مهدیستیزی و مبارزه با اندیشه های منجی گرایی و رسالت موعود استفاده کرده است. متاسفانه بایستی عنوان کرد که علیرغم برخی توفیقات هنری و فرهنگی، هنرمندان و فعالان فرهنگی و هنری کشورهای اسلامی علی الخصوص کشور، از جایگاه هنر متعالی به عنوان ابزاری تاثیرگذار برای ایجاد و و مهیاسازی شرایط ظهور آنطور که باید و شاید استفاده لازم را نبرده اند. این در حالی است که باید با ابزار هنر و توان و استعداد هنرمند به شیوه ای هنرمندانه و ماندگار، گفتمان جان بخش و متعالی مهدویت با آن درخشندگی و روح بخشی اش را برای دل ها و اذهان بیدار به تصویر کشید تا بتوان مرهمی بود در جهت تسکین آلام و دردها و ناراحتی های انسانی و دوای درد عصیان های روحی و معنوی او.
اگر هنر هنرمند با معنویت و اندیشه همراه گردد، ابزار مناسبی برای تاثیرگذاری به ذهن مخاطب است و در این مسیر اگر ارزشهای ایرانی و اسلامی در هنر متبلور باشند، بستر و ذات هنر تناسب و لیاقت بیشتری با آنچه که هدف دکترین مهدویت دنبال میکند، خواهد داشت و لذا انتظار از اثرگذاری آن بر فرهنگ جامعه منتظر ظهور، بیشتر خواهد بود. استفاده صحیح و درست از هنر متعالی موجب آمادگی ذهنی مخاطبان و سپس ایجاد نیاز و اشتیاق نسبت به آن غایت و سپس مقدمات و خیزش و جنبش عمومی برای تحقق یا پذیرش ظهور حضرت حجت (عج) می شود.
حال در مسیر تعالی بخشی و هدایت کار هنری ارایه شده از سوی هنرمندان جامعه، آنهم در شرایط فعلی که دشمن با ابزار هنر و فرهنگ به جنگی فراگیر با نظام مهدوی آمده است، ضروری است که سیاستگذاران فرهنگی و هنری کشور با تغییر نگاه و دیدگاه خود، بدین امر مهم بیاندیشند که تولید حجم انبوهی از فیلم ها، انیمیشن ها و بازي هاي رايانه اي با هدف تفريح و سرگرمي صرف و بدون دارا بودن محتوای غنی مهدوی و مفاهیم ناب مرتبط با آن همچون انتظار،عدالت و… (برخلاف هنر غربی با محوریت سینمای آمریکا که نوعا کاملاً هوشمند و تشکیل شده از تمام عناصر هدفمند و تکمیلکننده یک قسمت از پازل کلی)، نمی تواند راهگشای مسیر پر از سنگلاخ و دشوار آماده سازی ظهور حضرت حجت (عج) باشد بلكه در جهت مقابله با نظام فرهنگی و هنری نظام کفر، هرگونه برنامهریزی فرهنگی و هنری و به طور خاص مقوله بسترسازی و ایجاد ساختار منظم و ماندگار برای اقبال عمومی آحاد جامعه به انتظار پویا و سازنده مهدی موعود(عج)، نیاز به ترکیبی آگاهانه از عوامل عقلی و شناختی از یک سو و بسترسازی مبتنی بر احساس از سوی دیگر دارد.
به واقع نگارنده معتقد است که در برخی زمینه ها از جمله دستیابی به هنر متعالی و زمینه ساز ظهور، فرسنگ ها از آن حقیقت مطلوب فاصله داریم و هنر فعلی در سطح کشور نه تنها مایه شرمندگی دوستداران انقلاب است و به هیچ عنوان هنر مهدوی نیست بلکه حتی در شان جمهوری اسلامی نیز نمی باشد. لذا به زعم راقم این سطور، در این مسیر باید کوشید که:
اولا آسیب شناسی دقیقی با بهره گیری از توان متخصصان دانشگاهی و حوزوی از دلایل عدم موفقیت نظام فرهنگی و هنری کشور در جهت ترویج بهینه امر ظهور و منجی گرایی صورت گیرد؛
ثانیا سرمایه گذاری و تولید آثار هنری و فرهنگی با محوریت مهدویت و مبتنی بر آموزه های این فرهنگ ناب جزو دغدغه نظام فرهنگی و هنری و مدیران و مسوولان کشور شود ؛
ثالثا نظر به عمق بخشی به باورها و عقاید مردم جامعه در راستای امر مهم ظهور و مساله بزرگ انتظار و در یک کلام دكترین مهدويّت با اتکا به ابزار هنر سزاوار آن است كه کلیه هنرمندان فعال در حوزه های مختلف هنری اعم از رمان، فیلم، نمایش نامه، تئاتر،پویانمایی، مجسمه سازی،نگارگری،تذهیب، نقاشی،خوشنویسی و… که با آثار خود به ترویج فرهنگ مهدویت و در سطح کشور و جهان می پردازند بطور خاص تشویق و حمایت ویژه مادی و معنوی شوند؛
رابعا پرورش استعدادهای خلاق و هنرمند در خصوص اشاعه فرهنگ هنر زمینه ساز جامعه منتظر با تاکید بر کودکان، نوجوانان و جوانان در دستور کار مسوولین مربوطه قرار گیرد؛
خامسا نظام رسانه ای و نظام فرهنگی و هنری کشور در تعاملی تنگاتنگ با یکدیگر نسبت به تامین محتوای درخور توجه در حوزه مهدویت و فرهنگ ظهور و توزیع و ترویج چنین محتوایی تلاش وافر نمایند و نهایتا با ایجاد جشنواره ها ، مسابقات فرهنگی و هنری،سمینارهای نقد هنری و علمی در سطوح ملی و بین المللی و… فضای رقابتی بسیار مناسب و ایده آل با محوریت زمینه سازی ظهور برای هنرمندان متعهد کشور و جهان ایجاد گردد.
یادمان باشد که هنرمندان و سیاستگذاران مهدی باور نظام فرهنگی و هنری کشور باید در وسط معرکه مبارزه خود با صنعت پر زرق و برق هنری غرب باشند و در این مسیر مطمئنا سخت و دشوار دل به خطر بنهند. فردریش نیچه آلمانی جمله معروفی دارد که می گوید” باید در دامنه آتشفشان زیست کرد” و لذا نگارنده نیز حال و روز مهدی باوران و منتظران ظهور علی الخصوص هنرمندان این جبهه مهم را در عصر کنونی مشابه با این جمله کلیدی می داند و معتقد است زیست در دامنه آتشفشان عصر ظهور، کارکرد واقعی منتظران است.
برگرفته از کتاب مهدویت از نگاهی دیگر (بازخوانی و واکاوی طرح های غرب در ستیز با مهدویت) اثر دکتر رضا طالعی فر
برای دریافت ایبوک رایگان کتاب مهدویت از نگاهی دیگر، بازخوانی طرح های غرب در ستیز با مهدویت، اینجا را کلیک فرمایید